دیداری که به نوشتن ختم شد
امروز فرصتی دست داد تا با جناب آقای محمد زنگنه و جناب آقای علی کامیاب در مدرسه شهید صابریان دیداری کنم.در گذریم از حرف و حدیث هایی که با یاران داشتیم.در بخشی از این دیدار سه نفره که در کلاس هشتم رقم خورد به هایکو،طرح و پریسکه اشاراتی شد. قرار شد فراگیران موضوعی برگزینند و همه به اتفاق مطلبی در 2 دقیقه بنگاریم.عنوان نوشته هم شد"آواز گرگ ها و سگ ها در بیابان"
این هم هایکوهای خلق شده در 2 دقیقه :
جناب آقای محمد زنگنه: گرگ، فرزند دلیر و گرسنه صحرا،
که در پاسداشت آزادگی
تن به بردگی انسان ها نمی دهد.
جناب آقای علی کامیاب: صدای باد می پیچد،
چه آوازی!
مرا این بی خانمان بی خانه می خواهد
مرا در پیچ و تاب وارونه می خواهد.
نمی دانم نمی دانم که این باد یاد می کارد و ...
علی نجفی: آواز گرگ
در سرمای طاقت سوز بیابان،
مرا هم بیابانی می کند!
نوشته های برگزیده دانش آموزی:
ابوالفضل خبیری: هوا سرد است.صدای هوهوی باد به گوش می رسد.گرگ ها ی گشنه در آغوش سرما غلتیده اند.سرما از هر سو زبانه می زند.گرگ ها چند روزی است آرزوی جایی گرم بر دلشان مانده
محمد رضا نظری: آواز گرگ ها و سگ ها صدای پرماجرایی است که حس کنجکاوی را در من به جنبش در می آورد! راستی چرا آن ها ناله می کنند؟
رسول جهانشیری: هوای سرد! سگ ها و گرگ ها از سوز سرما می لرزند.گرگ ها می گویند هوهوی باد مثل صدای سگ ها[ترس انگیز شده است]
با تقدیر از نوشته یاسر شیبانی که در آغاز، جمله ای زیبا نگاشته بود :( گرگ ها در پی غذا می گردند و سگ ها در پی گرگ ها)
با تقدیر از سید محمد رضا موسوی که در فرجام نوشته اش آورده:(گرگ ها همیشه آزادند و کسی نیست به آن ها دستور دهد)

هر کس یک "چه باید کرد؟"است.